سبد خرید

ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم | بررسی کتاب

زمان مطالعه: ۸ دقیقه

کتاب ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم، نوشتۀ تینا سیلیگ (مدرس دوره های خلاقیت و کارآفرینی دانشگاه استنفورد) یکی از  پرفروش کتاب های حوزه کارآفرینی، خلاقیت و نو آوری  آمازون است .

اگر در بیست سالگی فهمیده بودم

ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم

کتاب ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم، در لیست پرفروش کتاب های حوزه ی کارآفرینی، خلاقیت و نو آوری  است .

‫این کتاب اثر دکتر تینا سیلیگ استاد دانشگاه استنفورد است. دکتر سیلیگ عصب‌ شناسی خوانده اما سال ها است به‌عنوان متخصص مدیریت، کارآفرینی، خلاقیت و سرمایه‌گذاری فعالیت می‌کند و دوره‌های متعددی را در زمینه کارآفرینی، خلاقیت ونوآوری در دانشگاه استنفورد برگزار می‌نماید.

او در دوره‌هایی که برگزار می‌کند، به پژوهشگران و دانشجویان آموزش می‌دهد، تا نو آوری را در جزء‌جزء کار و زندگی‌شان به کار بگیرند و با تامین منابع و امکانات مورد نیازشان، آن‌ها را برای کارآفرینی در رشتۀ تخصصی‌شان یاری و حمایت می‌نماید.

 

تینا سیلیگ

‫هرگز هیچ فرصتی را برای فوق العاده بودن از دست دهید

‫‫مطالعۀ کتاب ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم فرصت فوق‌العاده‌ای در اختیارمان قرار می‌دهد تا عادت های فکری که داریم را دقیق‌تر بررسی کنیم و از چهارچوب‌های فکری که مانع تفکرخلاقانه است رها شویم. این کتاب به ما یاد می‌دهد که چطور در زندگی از تمام پتانسیل‌ها و فرصت‌هایمان استفاده کنیم.

‫سیلیگ در این کتاب ماجراهای  جذاب و حیرت‌انگیزی را نقل می‌کند تا به ما کمک کند نگرشی متفاوت و خلاقانه به آنچه در اطرافمان می‌گذرد پیدا کنیم و در نتیجه بتوانیم موقعیت‌های به‌ظاهر پیش‌پاافتاده و به‌دردنخور زندگی‌مان  را به فرصت‌هایی ارزشمند برای رشد، یادگیری و پیشرفت تبدیل کنیم.

تینا سیلیگ در این کتاب به ما چه می‌گوید؟

‫در بخش‌هایی از  کتاب، سیلیگ با تعریف مثال‌هایی از تمرین‌های مربوط به خلاقیت و کارآفرینی در کلاس‌هایش در دانشگاه استنفورد، ما را درگیر چالش هایی می‌کند  تا یاد بگیریم فرصت‌های بسیاری که در زندگی پیش رویمان قرار دارد را ببینیم و تأکید می‌کند که فرصت‌ها حدومرزی ندارند، کافی است در هر مکان به دور و اطرافتان با دقت نگاه کنید و مسائلی را که چشم‌انتظار خلاقیت شما هستند شناسایی کنید. همواره دقت داشته باشید در زندگی اغلب موانع و مشکلات فرصت‌های بزرگی برای پیشرفت ما هستند.

 

خلاقیت-در-کسب-و-کار---bizbook | ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم

نگاه به زندگی، از زوایای مختلف

‫بسیاری از موانع و مشکلات و مسائل حل‌شدنی هستند به‌شرط این‌که از زاویه متفاوت به آن‌ها نگاه کنیم. ‫دستگاه خودپرداز، جراحی قلب به روش آنژیوپلاست و…حاصل توجه فرصت‌گونه به یک مشکل و تلاش برای رفع آن بوده‌اند.

‫برای مثال تینا سیلیگ به دانشجویان خود تمرین کیف پول را می‌دهد. دانشجوها  باید کیف پول خود را بردارند و از یک زاویهٔ جدید به آن نگاه کنند. ‫هرکس باید توضیح دهد که از کیفش چه استفاده‌هایی می‌کند و چه چیزهایی را در آن قرار می‌دهد. ‫آن‌ها هم‌چنین باید به این سؤال پاسخ دهند که کدام ویژگی‌های کیف پول خود را دوست دارند و از کدام‌یک از ویژگی‌هایش متنفر هستند؛ مثلاً هنگام درآوردن یا قرار دادن پول در آن، چه مشکلاتی دارند.

‫جالب اینجاست که هر کس بالاخره مشکلی با کیف پولش دارد و فکر می‌کند که می‌شد آن را بهتر طراحی کرد.

‫در ادامه شرکت‌کنندگان با کاغذ و قیچی و چسب، کیف‌های پیشنهادی خود را طراحی می‌کنند و می‌کوشند با یکدیگر، در طراحی یک کیف بهتر رقابت کنند.

تینا سیلیگ معتقد است دانشجویان با استفاده از این تمرین می‌خواهند نشان دهند که پیدا کردن مشکل یا ایده‌هایی برای بهبود، کار دشواری نیست و هر یک از ما حتی تعدادی از این فرصت‌ها را به‌صورت روزمره در جیب خود جابجا می‌کنیم.

 

خلاقیت و نوآوری bizbook

چالش های خلاقیت در کتاب «ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم»

‫به اعتقاد سیلیگ ‫جدای از نقش افراد و این‌که در چه زمینه‌ای فعالیت می‌کنند، داشتن نگرش نو و خلاقیت در کار، کلید موفقیت و حل‌وفصل مسائل است؛ چه مسائل ساده‌ای که هرروز با آن‌ها درگیر هستیم و چه بحران‌های جهانی که رهایی از آن نیازمند توجه و تلاش همهٔ مردم جهان است.

‫‫او می‌گوید که باید تیزبین باشید تا بتوانید از فرصت‌های پیش رو به‌خوبی استفاده کنید و داستان جالبی را در این مورداشاره می‌کند که ازاین‌قرار است:

‫چند سال پیش در سوپرمارکت حوالی خانه‌ام مشغول خرید بودم که مردی به‌اتفاق دختر جوانش به من نزدیک شد و با لحنی مؤدبانه پرسید چگونه لیموناد یخ‌زده درست می‌کنند؟ از لهجه‌اش متوجه شدم که اهل اینجا نیست و پس از توضیحات کامل طرز درست کردن لیموناد متوجه شدم که اهل سانتیاگو شیلی است. برای راه‌اندازی کسب‌وکاری خانوادگی به دره سیلیکون ولی آمده تا با توسل به راهکارهای نوظهور و ابتکاری موقعیت فوق‌العاده‌ای به دست آورد. پس از توضیحات دانشگاه استنفورد دربارهٔ کارآفرینی او را به افراد مختلفی در جامعه کارآفرینی معرفی کردم و ‫او از همکاری من تشکر کرد.

‫دو سال بعد، هنگام شرکت در کنفرانسی در سانتیاگو به آن مرد زنگ زدم تا در صورت تمایل یکدیگر را ببینیم. ‫بعد از چند ساعت تماس گرفت و گفت متأسفانه به علت مشغله کاری نمی‌تواند مرا ببیند اما مرا به همراه چند تن از دوستان دیگرم به ساختمانی در مرکز شهر دعوت کرد.

‫ما پس از ورود به آنجا به پشت‌بام آن ساختمان راهنمایی شدیم. در آنجا با کمال تعجب ‫سوار یک هلی‌کوپتر شدیم و توسط هلی‌کوپتر شخصی دوستم بر فراز شهر و مناطق کوهستانی آن شهر سیاحت کردیم!

ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم

از تینا سیلیگ بیشتر بیاموزیم

  • ‫یکی از موانعی که ما را از انجام کارهای به‌ظاهر «ناممکن» باز می‌دارد و از توان و شادابی و شگفتی‌های زندگی دور می‌کند، ترس از گفته دیگران است.
  • چیزی به نام ایدهٔ بد وجود ندارد، بعضی اوقات احمقانه‌ترین ایده‌ها که در آغاز غیرعملی به نظر می‌رسیدند، پس از مدتی جالب‌ترین ایده از آب در می‌آید.
  • چنانچه هنگام انجام هر کار ناگهان تغییر جهت داده و گام بعدی را با روشی غیرمعمول و نامتعارف انجام دهید، با پدیده ه ای شگرف روبه‌رو خواهید شد.
  • فرصت‌ها هر روز در خانهٔ ما را می‌کوبند و به انتظار می‌ایستند تا به سراغشان برویم و تنها افرادی که این کار را می‌کنند برنده‌اند.
  • عملکرد هرکس از نگرش او نسبت به قابلیت‌هایش تأثیر می‌پذیرد.
  • شکست بخش مهم و تفکیک‌ناپذیر فرایند یادگیری است.
  • پیروزی محصول تلاش بی‌وقفه عزم راسخ و مقاومت در برابر شکست‌های پیوسته است.
  • شکست فرصتی است در جامهٔ مجهول و مبدل که شما را برمی‌انگیزد، اهداف و اولویت‌هایتان را از نو ارزیابی کرده و سریع‌تر از زمانی که موفقیت‌ها را پی‌درپی تجربه می‌کردید به جلو گام بردارید.
  • هر چه بیشتر موقعیتان را ارزیابی کنید و درصدد یافتن راه‌هایی برای حل موانع باشید احتمال این‌که به موقعیت‌های دلخواهتان برسید، بیشتر می‌شود.

‫کتاب ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم ، توسط «محمدرضا آل یاسین»به فارسی برگزدانده شده و توسط نشر هامون به چاپ رسانده است. ‫همچنین به‌تازگی ویراست ۲۰۱۹ آن را نشر میلکان ‫با ترجمهٔ مینا صفری به چاپ رسانده است.

دربارۀ نویسندۀ مطلب: زینب شرع الاسلام، فعال فرهنگی و پژوهشگر حوزۀ روانشناسی – سرپرست برگزاری کارگاه کتابخوانی گپبوک 

از گاهی که یادم میاد، با کتاب بودم؛ با کتاب زندگی کردم، با واژه‌ها خندیدم، اشک ریختم، هورا کشیدم، پرواز کردم، شکست خوردم، موفق شدم… گاهی دوستانم مرا دختر کتاب صدا می‌زنند؛ و این یعنی بهترین حس دنیا.

زینب شرع الاسلام - بیزبوک

چاپ مقالات مخاطبین در بیزبوک 

اگر شما هم در مورد کتابی از بیزبوک مطلبی نوشتید و یا مقاله‌ای در حوزۀ کسب‌ و کار نگارش نمودید که فکر می‌کنید می‌تواند برای دیگران هم مفید باشد؛ می‌توانید آن را در بیزبوک به‌نام خودتان منتشر نمایید. برای هم‌رسانی مطالب از طریق ایمیل info@bizbook.ir منتظرتان خواهیم بود.

در قسمت پادکست بیزبوک، می‌توانید کتاب ‫کتاب ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم، و کتاب‌های دیگر را بشنوید.

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...