سبد خرید

بررسی کتاب شدن | میشل اوباما

نویسنده کتاب بانوی اول آمریکا و همسر باراک اوباماست… زنی بسیار قوی و اهل شیکاگو… متولد ۱۹۶۴ و از خانواده ی فقیر است، او میشل اوباماست که اکنون مسیر زندگی اش را برای شما در قالب کتابی تحت عنوان “شدن” بازگو می کند. کتابش را در سه بخش و فصول مختلفی تقسیم کرده
از “من شدن” و “ما شدن” می گوید تا “بیشتر شدن”

او در سال ۲۰۱۸ کتابش را منتشر می کند و رکورد پیش فروش کتاب را در آمریکا تغییر می دهد. او در کتاب شدن فقط زندگی اش را روایت نمی کند بلکه داستان سخت کوشی زنانی را می گوید که زندگی شان را علیرغم تمام ناملایمات می سازند و شکست نمی خورند.

از من شدن تا بیشتر شدن

از من شدن و ما شدن تا بیشتر شدن

بخش اول: من شدن

او بخش اول کتابش را به روایت داستان زندگیش می پردازد. محل زندگی شان را توصیف می کند که در جنوب شیکاگو بوده و در بالای خانه عمه مادرش؛ عمه رابی – زندگی می کرده اند. خانواده ایی شامل( پدر، مادر، میشل و برادرش )… مجاور عمه رابی زندگی کردن برای میشل رهاوردش آموزش یادگیری پیانو در سن ۴ سالگی بوده که نزد عمه اش شروع کرد.

میشل دانش آموزی سخت کوش بوده و خیلی خووب درس می خوانده است که نتیجه اش ورود از طریق آزمون به دبیرستانی خوش نام می شود، آنجا نیز به خوبی تلاش می کند و وارد دانشگاه پرینستون می شود! بعد به هاروارد می رود و حقوق می خواند و در بازگشت به شیکاگو در موسسه حقوقی معتبر و مطرحی به نام سیدلی و آستین (Sidley & Austin) شروع به کار می کند که نقطه عطف زندگی میشل می شود و باراک اوباما را برای اولین بار میبیند و ….

اپرا وینفری مجری مشهور آمریکایی درباره کتاب “شدن” می گوید:

شدن” کتابی است سرشار از رازهای مگویی که دوست دارید بدانید؛ پر از چیزهایی که شاید به گوشتان خورده باشد و شاید هیچ گاه نشنیده باشید. میشل چنان خوب این کتاب را به رشته تحریر درآورده است که می توانم از ورای واژه ها صدایش را بشنوم و همه احساس اش را درک کنم…

بخش دوم: ما شدن

در بخش دوم به جوانی میشل ورود می کنیم، سالهای سرشار از عشق و تلاش برای زندگی اش را می بینیم، او در فصل دوم کتاب، آشنایی اش را با باراک ادامه می دهد و پس از مدتی با یکدیگر ازدواج می کنند، از همان ابتدای ازدواج تمام هدفشان را معطوف کار می کنند که منجر می شود به ناتمام ماندن ماه عسل شان به دلیل شرایط کاری باراک…. باراک همیشه در طول تحصیل دانشجوی نمونه ایی بوده است و وسعت ارتباطاتش بسیار زیاد بوده…

ما در بیزبوک در حوزه ی مهارت های مدیریت استراتژیک  مقالات متنوع بسیاری نوشته ایم

جهت مطالعه آن ها می‌توانید اینجا کلیک کنید.

در ادامه کتاب خواندنی سرگذشت میشل اوباما لحظه به لحظه تلاش زنی را می بینم که علیرغم اتفاق نظری که درباره فلسفه زندگی با همسرش داشته اما به مروز سعی کرده جاه طلبی ها و بلند پروازی های همسرش را درک کند و در کنار او و کمک به پیشرفت او، تلاش کند که شخصیت مستقل خود را نیز حفظ کند و تحت لوای کسی زندگی نکند. میشل با اینکه در خانواده ای فقیر بزرگ شد اما روابط خانوادگی گرمی را همراه پدر و مادرش تجربه کرد و این تجربه شیرین دیدگاهش را نسبت به زندگی آنگونه ساخت که روابط خانوادگی را بر هر چیزی ارجحیت میداد. او با اینکه بارها و بارها با تصمیمات باراک مخالف بود اما پا به پای او ادامه داد. او یکجا نشینی و رکود را به هیچ عنوان دوست نداشت و میل دایم به تغییر و پیشرفت در او به شدت موج میزد.

او در بخشی از کتاب پس از تحمل روزهای سخت تنهایی اینگونه می نویسد:

“وقتی باراک به شیکاگو برگشت، حضورش مانند آبی بر آتش بود؛ نوشدارویی بود که همه دردها را تسکین می داد . او نگرانی هایم را درک می کرد. صدای او تنها صدایی بود که به من می گفت به پیش بروم. نگرانی ها را پاک کنم و همان کاری را انجام دهم که مرا خوشحال می کند. باراک مرتب به گوشم می خواند: “نگران نباش، به خوبی از عهده اش بر می آی. دوتایی حلش می کنیم.” در دنیایی که ما را باور نداشت. داشتیم برای “ما” شدن تلاش می کردیم…”

بخش سوم: بیشتر شدن

ابتدای این بخش ، نویسنده سراسر لحظاتی را به تصویر کشیده که پر از دلهره و هیجان است. با روز پیروزی در انتخابات و رفتن به کاخ سفید بخش سوم آغاز می شود.

“برای کسب بانوی اول مفتخر و هیجان زده بودم؛ اما حتی برای یک ثانیه هم فکر نمیکردم که به سرعت می توانم در نقشی راحت و باشکوه قرار بگیرم؛ کسی که کلمه “اول” و “سیاه” را با خود یدک می کشد هرگز نمی تواند چنین فکری کند. من در پای کوه ایستاده بودم و می دانستم که خودم باید از این مسیر سخت صعود کنم و محبوب شوم. همان سالهایی که ناگهان خودم را در چنگال شک دیده بودم، همان وقت یاد گرفته بودم که گاه باید اعتماد به نفس را از درون خودت فرا بخوانی. من هر بار که مشغول صعود کردن بودم، بارها و بارها همین کلمات را برای خودم تکرار می کردم “آیا به اندازه کافی خوب هستم؟ بله هستم.” حال زمان آن بود که به چیزی بیشتر از خودم تبدیل شوم”…

در اقدامی بسیار زیبا میشل با تمام همسران روسای جمهور پیشین تماس می گیرد و به آن ها ادای احترام می کند. او در ادامه تلاش می کند فعالیت های اجتماعی خودش را مستقل از باراک اوباما که حالا رئیس جمهور شده انجام و ادامه دهد که همین روحیه او منجر به تاسیس دفتری حقوقی می شود که روزی باراک را در آنجا ملاقات کرد . زیرا تجربه به او نشان داد که در باور مردم، بانوی اول مقامی رسمی نیست و نباید در کارهای دولتی دخالت کند؛ بنابراین، میشل تلاش کرد پروژه‌هایی مستقل اما متناسب باسیاست‌های دولتی آغاز کند. از ایجاد یک باغ در کاخ سفید برای ترویج فرهنگ تغذیه سالم تا کمک های میلیارد دلاری برای امکان ادامه تحصیل و رشد سراسر دختران در جهان…

آن ها ۸ سال در کاخ سفید اقامت داشتند و تلاش های بسیاری برای تغییر در جهان انجام دادند، سرانجام در نهایت قدرت و شکوه به رقیبشان سلام کردند و قدرت را با قدرت تفویض دادند …

در سرتاسر کتاب شما زنی را مشاهده می کنید که قدرت اراده و تلاشش را از تک تک کلماتش متوجه می شوید، کسی که در رویای سیاست نبود اما چنان زیبا به عرصه سیاست پا گذاشت و همسرش را همراهی کرد در عین اینکه همواره خودش را زندگی کرد ! شاید این خود را زندگی کردن در این سطح جهانی باعث شد که این کتاب و خاطراتش به یکی از پرفروش ترین ها تبدیل شود

او در انتهای کتابش می گوید:

من آدم معمولی هستم که سفری فوق العاده داشته است، در ازای هر دری که برایم گشوده شده است سعی کرده‌ام دری را برای دیگران باز کنم و حرف آخرم این است بیایید یکدیگر را بپذیریم که شاید کمتر قضاوت اشتباه کنیم و بتوانیم در ثبات زندگی را کنار هم بگذرانیم و شاید بعد بهتر بتوانیم تفاوت‌های یکدیگر را بپذیریم… نشانه قدرت است که اجازه دهید شما را بشناسند صدایت را بشنوند و صاحب سرگذشت منحصربه‌فرد خودت باشی و از صدای واقعی خودت استفاده کنی، این نشانه بزرگواری است که مشتاق باشید دیگران را بشناسی و خودت هم صدای آن‌ها را بشنوی و این همان “شدن” است…

بیزبوک

دربارۀ نویسندۀ مطلب: بی‌تا براتی ؛ فارغ‌التحصیل ارشد بازاریابی، مشاور و مترجم کتاب رهبری اقیانوس آبیبیتا براتی کتاب کفش باز

سال‌ها بود علی‌رغم میل باطنی‌ام، از کتاب فاصله گرفته بودم…سال‌ها بود کم می‌خواندم یا بهتر بگویم برای دلم مطالعه می‌کردم؛ تا اینکه بیزبوک مرا فرا خواند؛ و اکنون اینجایم: من بی‌تا هستم؛ کتاب می‌خوانم و دانسته‌هایم را با شما قسمت می‌کنم 💡

چاپ مقالات مخاطبین در بیزبوک 

اگر شما هم درباره کتاب “شدن” ، مطلبی نوشته‌اید و یا مقاله‌ای در حوزه‌های کسب و کار نگارش نموده اید که می‌تواند برای دیگران مفید باشد؛ می‌توانید آن را در بیزبوک به‌نام خودتان منتشر نمایید. برای هم‌رسانی مطالب از طریق ایمیل info@bizbooks.ir منتظرتان خواهیم بود.

علاوه بر این مقاله، شما می‌توانید در بخش مقالات بیزبوک و همچنین بررسی کتاب در مورد کتاب های بیشتری بخوانید و بدانید.

 

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟ لطفا نام کاربری یا رمز عبور خود را وارد کنید. پس از آن یک لینک بازیابی رمز عبور در ایمیل خود دریافت خواهید کرد.
We do not share your personal details with anyone.