سبد خرید

برای خودشناسی آماده شوید

زمان مطالعه: ۱۳ دقیقه

خودشناسی مفهومى است که در طول زندگی به دفعات با آن مواجه می‌شویم. به‌ویژه وقتی می‌خواهیم دربارۀ امور مهمی تصمیم بگیریم و انتخاب‌های سرنوشت سازی انجام دهیم.

و متوجه می‌شویم آن‌قدرها هم که فکر می‌کردیم خودمان را نمی‌شناسیم و انگار تمایلات و خواسته‌هایمان خیلی هم برایمان شفاف نیستند. متفکران و فلاسفۀ بسیاری ما را به خودشناسی دعوت کرده‌اند. نقل است در یونان باستان از سقراط فیلسوف خواستند که لب کلامِ همۀ فرامین فلسفی را در یک عبارت خلاصه کند؛ و او در پاسخ گفت: «خودت را بشناس».

استاد مصطفی ملکیان از متفکرین حوزۀ فلسفه، در همین زمینه می‌گوید: «هر چه شما خودتان را بیشتر بشناسید در زندگی موفق‌تر هستید تا اینکه از خودتان هیچ دانشی نداشته باشید و دیگران را بشناسید».

خودشناسی به این دلیل چنین اهمیتی دارد که فقط براساس شناختی دقیق از وجود خودمان یعنی شناخت علایق، ضعف‌ها، استعدادها و… است که می‌توانیم تصمیم‌های درستی بگیریم و در زندگی شخصی و شغلی چشم‌اندازها و اهداف کوتاه‌مدت و بلندمدت‌مان را به‌درستی تنظیم کنیم؛ درنتیجه وقتی خودمان را بیشتر و بهتر شناخته باشیم، انتخاب‌هایی که در زندگی و در حوزۀ تحصیل، شغل، روابط اجتماعی و … انجام می‌دهیم، تناسب بیشتری با فردیتمان دارند و سطح بالاتری از رضایت را برایمان ایجاد خواهند کرد؛ و کیفیت زندگی‌مان را بیشتر خواهد کرد.

خودشناسی از آلن دوباتن

خودشناسی از آلن دو باتن

در فصل اول کتاب نویسنده دربارۀ بی‌خبری انسان از ذهنش صحبت می‌کند؛ برای مثال:

همۀ ما روزهایی را تجربه کرده‌ایم که بی‌دلیل غمگین یا بی‌انگیزه بوده‌ایم!

یا گاهی بدون آنکه خودمان متوجه باشیم، باعث رنجش اطرافیانمان می‌شویم.

و یا در تصمیم‌گیری دربارۀ امور مهم زندگی‌مان درگیر اضطراب و تردید هستیم.

 اکثرمان به‌واسطۀ علم روان‌ شناسی با مفهوم خود آگاه و ناخود آگاه آشنا هستیم.

از طرفی نکتۀ مهم این است که مسیر خودشناسی پرچالش و دشوار است و علت این دشواری در نوع ساختار مغز ما ریشه دارد. مغز ما اندامی است که طی هزاران سال، نه برای تحلیل صبورانۀ اندیشه‌ها و احساسات، که برای تصمیم‌ گیری‌های سریع و غریزی تکامل یافته است. پس باید توجه داشته باشید که خودشناسی، به صبر و زمان بسیاری نیاز دارد و البته برای درست قدم گذاشتن در این مسیر، کمک‌گرفتن از متخصصین و تسهیلگران لازم است.

از نظر زیگموند فروید، پدر علم روانکاوی، ذهن انسان به دو بخش تقسیم می‌شود:

  • ذهن هوشیار (ضمیر خودآگاه)
  • ذهن ناهوشیار (ضمیر ناخودآگاه)

فروید ذهن انسان را به کوه یخ تشبیه می‌کند. ویژگی خاص کوه یخ این است که تنها حدود ده درصد آن بیرون از آب و بقیۀ آن زیر آب قرار دارد. آن ده درصد همان ضمیر خودآگاه و ۹۰ درصد بقیه ضمیر ناخودآگاه است.

علت بی‌خبری ما از ذهنمان این است که بسیاری از تمایلات، احساسات و افکارمان و … در بخش ناخودآگاه هستند که اغلب به شکل اضطراب‌ها، حسرت‌ها و ترس‌ها و رفتارهایی عجیب و… بروز می‌کند و گاهی ما را بسیار غافل‌گیر می‌کنند.

علم روان‌ شناسی تلاش کرده تا با ارائۀ روش‌های مختلف خودشناسی به ما کمک کند تا در جریان بسیاری از امور ناخودآگاهمان قرار بگیریم و از بسیاری از سردرگمی‌ها و آشفتگی‌هایمان رها شویم.

روش های مختلف دوباتن برای خودشناسی

در این کتاب آلن دوباتن چند روش برای خودشناسی به ما معرفی می‌کند:

اولین ابزاری که معرفی می‌کند، تعمق فلسفی است. تعمق فلسفی به شکل‌های مختلفی انجام می‌شود؛ مثل تمرینات ذهن‌آگاهی، مدیتیشن و… در تعمق فلسفی در حالت آرامش، قلم و کاغذی برمی‌داریم، روی سه پرسش کلیدی زیر فکر می‌کنیم و افکارمان را روی کاغذ می‌آوریم:

هم‌اکنون بابت چه چیزی اضطراب دارم؟ هم‌اکنون بابت چه چیزی عصبانی هستم؟ هم‌اکنون بابت چه چیزی هیجان دارم؟

تأمل‌کردن روی این پرسش‌ها اهمیت بسیاری دارد؛ زیرا بخش زیادی از مشکلات ذهنی ما از افکار و احساسات فهمیده نشده و سرکوب‌شده ناشی می‌شود. با تعمق فلسفی به اضطراب‌ها، خشم‌ها و هیجاناتمان فرصت می‌دهیم که درک و بیان شوند.

تعمق فلسفی قرار است فرصتی را فراهم کند تا بتوانیم افکارمان را با وضوح بیشتری بشناسیم و به آن‌ها نوعی نظم و ترتیب ببخشیم. توجه داشته باشید که قرار نیست این تمرینات به شکل معجزه‌آسایی مشکلات ما را حل کنند؛ بلکه کمک می‌کنند مهارت نام‌گذاری احساساتمان و تفکیک آن‌ها از رفتار و افکارمان را یاد بگیریم، به خودآگاهی بیشتری دست پیدا کنیم، رفتارهای تکانشی کمتری داشته باشیم و به‌مرور دربارۀ هدف و مقصد زندگی‌مان به ذهنیت روشن‌تری برسیم.

هویت عاطفی

در فصل بعدی دوباتن دربارۀ هویت عاطفی صحبت می‌کند؛ یعنی نحوۀ بروز ترس‌ها و نوع واکنش ما به رفتار مثبت یا منفی دیگران.

کتاب، ساختار هویت عاطفی ما را به ۴ مضمون تقسیم می‌کند:

  • عشق به خویشتن
  • صداقت و راستی
  • ارتباط
  • توکل

خودشناسی تا حد زیادی کمک می‌کند تا ساختاربندی هویت عاطفی‌مان را درک کنیم.

عشق به خویشتن

نکتۀ اصلی در عشق به خویشتن این است که بدانیم این احساس با خودخواهی فرق دارد و به‌معنای احترام صحیح به خودمان است. عشق به خویشتن باعث می‌شود با خودمان مهربان باشیم، خودمان را به خاطر اشتباهاتمان ببخشیم و قدرت عذرخواهی بابت آن‌ها را داشته باشیم و…

عشق به خویشتن در زندگی شغلی ما نیز تأثیر زیادی دارد؛ زیرا کمک می‌کند در محیط کار نیازهای خودمان را بیان کنیم و تعیین می‌کند تا چه حد برای خودمان ارزش قائلیم، تا شرایط مناسب برای عملکرد بهینۀ کاری‌مان فراهم کنیم و به‌‌حق انتظار داشته باشیم که این شرایط برآورده شوند.

اینکه چقدر می‌توانیم مستقل باشیم و چقدر جرئت و جسارت این را داریم که به ایده‌های جدید فکر کنیم، اینکه در مقابل خواسته‌هایی که برایمان ناخوشایند است جرئت نه گفتن داریم یا نه، اینکه تا چه حد مدام در تلاش برای راضی نگه داشتن همه هستیم، همگی با میزان عشقی که به خودمان داریم ارتباط دارند و بی‌تردید عشق به خویشتن کیفیت زندگی کاری و روابط اجتماعی ما را بالا می‌برد.

صداقت و راستی

صداقت و راستی از مؤلفه‌های کلیدی هویت عاطفی ما است. هرچه فردی بیشتر دارای این ویژگی‌ها باشد، واقع‌گراتر است و توانایی بیشتری برای پذیرش ایده‌های دشوار و مشکلات و مسائل زندگی و بخش‌های تاریک شخصیت و اشتباهاتش دارد. صداقت و راستی باعث می‌شود که جسارت تغییر و توانایی یادگیری بالایی داشته باشیم، واکنشمان در برابر نقدها و بازخوردها منطقی باشد و تکانشی و عصبی برخورد نکنیم، اشتباهاتمان را بپذیریم و مایل به تغییر و اصلاح آن‌ها باشیم.

ارتباط

توجه به سبک‌های ارتباطی، بخش زیادی از هویت عاطفی ما را نشان می‌دهد. آیا فردی عصبی یا خشمگین هستیم؟ آیا می‌توانیم به‌قدری صبور و آرام باشیم که به دیگران چیزی بیاموزیم؟ توانایی پذیرش دیدگاه‌ها و نگرش‌های گوناگون را داریم؟ تا چه حد پذیرش این واقعیت را داریم که دیگران حق دارند ما را همیشه درک نکنند؟

توکل

وقتی دغدغۀ ما شناخت هویت عاطفی‌مان باشد، توکل یعنی در این زندگی چقدر احساس امنیت می‌کنیم و چقدر در معرض خطر هستیم، چقدر باور و اعتماد داریم که از پس چالش‌های زندگی برمی‌آییم، چقدر به دیگران اعتماد داریم، چقدر از شریک عاطفی‌مان مطمئن هستیم و به او اعتماد داریم، چقدر نگران ترک‌شدن و رهاشدنیم، چقدر در روابطمان کنترل‌گرایانه رفتار می‌کنیم، چقدر از خودمان و تصمیم‌هایمان مطمئنیم، چقدر جسارت ریسک‌کردن داریم، چقدر مایل به همکاری و شراکت با دیگرانیم، آیا می‌توانیم با افراد جدید ارتباط صمیمانه برقرار کنیم، آیا بعد از شکست‌هایمان باور داریم که می‌توانیم شانس دیگری داشته باشیم، آیا باور داریم در جهان فرصتی برای رشد و تأثیرگذاری ما وجود دارد یا فکر می‌کنیم تقدیر ما شکست‌خورده و فقیر بودن است، پاسخ تمام این سؤالات با میزان توکل، یعنی حس اطمینانی که نسبت به خودمان، جهان پیرامون و اطرافیانمان داریم ارتباط دارد. البته داشتن کمی استرس بسیار طبیعی است و کمی محتاط‌بودن برای حفظ بقای ما لازم است؛ اما تا جایی که ما را تبدیل به فردی شکاک و بدبین و منفعل نکند.

نحوۀ عملکرد ذهن ما پر از نشانه‌های پرمعنا است. ما با تعمق فلسفی فراوان، پرسیدن سؤالات بسیار، تأمل روی پاسخ‌ها و دورزدن سانسورهای ذهنی می‌توانیم تصویری از هویت عاطفی‌مان داشته باشیم.

وراثت عاطفی در کتاب خودشناسی

وراثت عاطفی در کتاب خودشناسی

وراثت عاطفی بخشی از هویت عاطفی ماست که به ژن‌های ما مرتبط بوده و ارثی است؛ مثلاً بی‌دلیل احساس می‌کنیم که باید افرادی را تنبیه کنیم. نگران تحقیری هستیم که امکان ندارد اتفاق بیفتد. بدون هیچ دلیلی اضطراب شدیدی داریم که نکند به ما خیانت شود. یا نکند به اندازۀ کافی دوست‌داشتنی نباشیم یا … باید با روحیه‌ای انتقادی، احساس‌ها و اندیشه‌ها و رفتارهایمان را بررسی و تحلیل کنیم. میراث عاطفی‌مان را درک کنیم؛ که البته کاری زمان‌بر است و گاهی نیاز است بعضی سؤالات را بارها و بارها از خودمان بپرسیم. فایدۀ درون‌نگری و تعمق در میراث عاطفی این است که درک می‌کنیم گاهی رفتارمان چقدر برای دیگران بی‌منطق و گیج‌کننده است و البته لازم نیست از خودمان متنفر باشیم. این آگاهی باعث می‌شود تا با آرامش و شناخت بیشتری خودمان را برای افراد مهم و نزدیک زندگی‌مان شرح دهیم و به‌نوعی آن‌ها را با چالش‌هایی که ممکن است در ارتباط با ما تجربه کنند، آگاه کنیم. این کار جلوی بسیاری از سوءتفاهم‌ها و دلخوری‌ها در رابطه را می‌گیرد و کمک می‌کند تا دیگران راحت‌تر بتوانند با ما همدلی کنند.

و البته بعد از آگاهی برای تغییر و تعدیل برخی از ویژگی‌های محدودکننده‌ای که در وراثت عاطفی‌مان داریم، به‌تدریج می‌توانیم قدم برداریم و در این راه بهتر است از افراد متخصص کمک بگیریم.

دروغ‌ هایی که به خودمان می گوییم

یکی از موانع مهم در خودشناسی دروغ‌هایی است که به خودمان می‌گوییم. انگار یک نیمۀ ذهنمان دوست دارد به نیمۀ دیگرش دروغ بگوید. ما معمولاً دربارۀ موضوعات بسیاری به خودمان دروغ می‌گوییم؛ مثل چیزهایی که لازم است در زندگی‌مان تغییرشان بدهیم: شغلمان، روابطمان، افکارمان و… یا چیزهایی که واقعاً دلمان می‌خواهد، اما نمی‌توانیم آن‌ها را داشته باشیم. نکتۀ اصلی این است که ما در دروغ‌ گفتن به خودمان استاد شده‌ایم و بسیار زیرکانه و با استفاده از مکانسیم‌های دفاعی روانی مختلفی مثل انکار، فرافکنی، تحریف، پرخاشگری و… این کار را می‌کنیم؛ مثلاً برای فرار از افکار مضطرب‌کننده خودمان را مشغول اخبار، فضای مجازی و اعتیادهای مختلف می‌کنیم. ما این‌ها را نه به‌خاطر خودشان، که به این دلیل می‌پسندیدم که می‌توانند ما را از افکار استرس‌زا دور نگه دارند. توجه داشته باشید که تشخیص این دروغ‌ها چندان هم ساده نیست. دروغ‌هایی که به خودمان می‌گوییم شاید آرامش کوتاه‌مدتی برایمان ایجاد کنند، اما باعث می‌شوند در آیندۀ نزدیک هزینۀ بالایی پرداخت کنیم. مثلاً از دست دادن بسیاری از فرصت‌های رشد و یادگیری، مشکلات فراوان در برقراری ارتباط مؤثر و اضطراب مزمن. به قول دکتر جان فرد ریکسون، روان‌درمانگر پویشی، میزان رنج ما متناسب با فاصله‌ای است که از واقعیت داریم.

بهتر است فهرستی از دروغ‌هایی که به خودتان می‌گویید تهیه و روی آن‌ها تأمل کنید؛ فهرستی از اعتیادها، زودرنجی‌ها، بدبینی‌ها و …

دروغ‌ هایی که به خودمان می گوییم

قضاوت دربارۀ خویشتن

جایی در اعماق ذهن ما، بیرون از همۀ اتفاقات روزمره، یک قاضی نشسته است. او اعمالمان را زیر نظر دارد؛ تأثیرمان بر دیگران، موفقیت‌ها و شکست‌هایمان و… را ارزیابی می‌کند و درنهایت حکمی که این قاضی دربارۀ ما صادر می‌کند بر تصویر ذهنی ما از خودمان اثر می‌گذارد. این قاضی مسئول همان چیزی است که عزت‌نفس می‌نامیم. افرادی که بر ما تسلط داشته‌اند، پیام‌هایشان را آن‌قدر تکرار کرده‌اند که سرانجام دیدگاهشان، چه خوب و چه بد، در شیوۀ تفکر ما جای گرفته است. تمرین بررسی نداهای درونی در مواقعی مثل تنبلی، شکست و عصبانیت، فکرکردن به امیال جنسی و… به ما نشان می‌دهد که قاضی درونمان چقدر باگذشت یا سرزنشگر است. میزان عزت‌نفس ما در سراسر زندگی‌مان اثر دارد. داشتن یک قاضی درونی منعطف و مهربان، باعث واکنش سنجیده‌ی ما در اشتباهات، شکست‌ها و بحران‌های زندگی می‌شود.

شک‌گرایی عاطفی

می‌توان گفت نتیجۀ نهایی همه تلاش‌هایمان در خودشناسی رسیدن به این نتیجه است که چقدر شناخت کمی از خودمان داریم، چقدر فرایندهای ذهنی‌مان پیچیده‌تر از آن چیزی است که تصورش را می‌کردیم و مسیر خودشناسی مسیری بسیار طولانی و شاید بی‌پایان است.

آلن دوباتن، رویکرد انتقادی نسبت به ذهنمان را شک‌گرایی عاطفی می‌نامد.

مغز ما ابزاری بی‌نظیر است که در سطح بالایی قادر به تفکر و ترکیب و خلق ایده‌ها است؛ اما ما دچار خطاهای شناختی بسیاری هستیم که باعث می‌شوند تصمیم‌های اشتباهی بگیریم و واکنش‌های اشتباهی ازمان سر بزند. از طرفی مغز ما به شکلی تکامل ‌یافته که بتوانند در برابر تهدیدهایی که علیه بقای ماست، کارایی داشته باشد و این فرصت را نداشته که در برابر هزاران چالشی که جوامع پیچیدۀ انسانی، توسط تکنولوژی، به بار آورده‌اند واکنش مناسب را در خود پروش دهد.

شک‌گرایی عاطفی به ما یاد می‌دهد که بین عواطف و عکس‌العمل‌هایمان فاصله ایجاد کنیم، شتاب‌زده تصمیم نگریم و قبل از انجام هر کاری تأمل کنیم، نسبت به دانسته‌هایمان انعطاف‌پذیر باشیم و در برابر دیدگاه‌های متفاوت دیگران متواضع باشیم تا با سوگیری شناختی کمتری رفتار کنیم.

 

آلن دوباتن

آلن دوباتن

آلن دو باتن فیلسوفی است که در کتاب‌هایش مفاهیم فلسفی را به زندگی ما پیوند می‌زند. او دورۀ دکتری فلسفه را در دانشگاه «هاروارد» آغاز ولی برای نوشتن آثار فلسفی به زبان ساده، آن را نیمه‌کاره رها کرد… آلن دوباتن مؤسس مدرسه‌ای به نام مدرسۀ زندگی است. او با این باور که فرزندان ما در مدرسه راه و روش زندگی‌کردن را نمی‌آموزند، مدرسۀ زندگی را تأسیس کرد. او معتقد است فقدان دانش باعث می‌شود کودکان در زندگی بالغانه‌شان با مشکلات زیادی مواجه شوند. موضوعاتی که در مدرسۀ زندگی تدریس می‌شوند، متنوع‌اند؛ اما همۀ این آموزش‌ها در راستای افزایش خودشناسی هستند. کتاب خودشناسی، از مدرسۀ زندگی آلن دوباتن، کتابی است که از منظر فلسفی به زبان ساده اهمیت خودشناسی را به ما نشان می‌دهد و با ابزارها و تمریناتی که ارائه می‌دهد، ما را برای آغاز حرکت در مسیر خودشناسی یاری می‌کند.

کتاب خودشناسی آلن دوباتن، کم‌حجم اما کاربردی است و می‌تواند شروع خوبی برای خودشناسی باشد. این کتاب با ترجمۀ محمدهادی حاجی‌بیگلو توسط انتشارات کتاب سرای نیک به چاپ رسیده است.

دربارۀ نویسندۀ مطلب: زینب شرع الاسلام، فعال فرهنگی و پژوهشگر حوزۀ روان شناسی – سرپرست برگزاری کارگاه کتابخوانی گپبوک 

از گاهی که یادم میاد، با کتاب بودم؛ با کتاب زندگی کردم، با واژه‌ها خندیدم، اشک ریختم، هورا کشیدم، پرواز کردم، شکست خوردم، موفق شدم… گاهی دوستانم مرا دختر کتاب صدا می‌زنند؛ و این یعنی بهترین حس دنیا.

زینب شرع الاسلام - بیزبوک

چاپ مقالات مخاطبین در بیزبوک 

اگر شما هم در مورد خودشناسی مطلبی نوشتید و یا مقاله‌ای در حوزۀ کسب‌ و کار نگارش نمودید که فکر می‌کنید می‌تواند برای دیگران هم مفید باشد؛ می‌توانید آن را در بیزبوک به‌نام خودتان منتشر نمایید. برای هم‌رسانی مطالب از طریق ایمیل info@bizbooks.ir منتظرتان خواهیم بود.

در قسمت پادکست بیزبوک، می‌توانید تعدادی از کتاب‌های مورد علاقه خود را بشنوید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...