سبد خرید

سعید انصاریان و رؤیاهای بلوطی‌ بنیاد الگن

زمان مطالعه: ۱۱ دقیقه

 

 

سلام به شما و به همۀ مخاطبین درجه یکتون. براتون لبخند و امید آرزو می‌کنم. من سعید انصاریان هستم و در دامنه‌های اسرارآمیز زاگرس در جنوب‌غربی ایران در روستای شگفت‌انگیز الگن، سرزمین پدر و مادریم فرود اومدم به زندگی، به این سمت جهان؛ و زیباترین روزها و طلایی‌ترین دوران کودکیم رو در همون پهنۀ شگفت سپری کردم؛ در منطقه‌ای پر از رنگ، پر از رقص، پر از نور، پر از آسمان نیلی و در اون دامنه‌های بی‌نظیری که حقیقتاً کلام در انتقال زیبایی‌هاش عاجزه. من در خدمتتون هستم اگر سؤالی است.

 

بحث امروز ما بحث محیط‌زیستی نیست و می‌خوایم تو این برنامه در مورد استارتاپ شما صحبت کنیم. استارتاپی که هرچند هدف اصلیش حفظ و گسترش درخت‌های بلوط زاگرس هست، ولی می‌تونه در آینده به‌عنوان یک کسب و کار پویا، اقتصاد اون منطقه رو شکوفا کنه. می‌شه در این مورد کمی برای ما توضیح بدید؟

 خب من برای اینکه به این نقطه برسم، ضروری می‌بینم که مختصری راجع‌به مجموعه‌ای که ما در الگن راه‌اندزای کردیم، توضیح بدم. ما یک تصمیم و یک عزم عزیز در الگن گرفتیم که محیط‌زیستمون رو نجات بدیم؛ و نمی‌خواستیم که این صرفاً یک حرکت هیجانی و احساسی باشه.

به همین خاطر، بسیار خردمندانه با موضوع مواجه شدیم و دوست داشتیم وقتی داریم تصمیمی می‌گیریم و می‌خوایم همه‌مون بخشی از زندگی‌مون رو صرف این ماجرا بکنیم، به پیامدهای اقتصادی کار و به سازوکارش هم فکر کنیم و اینکه چجوری می‌شه این روند رو تداوم بخشید و به جایی رسید که ادامۀ حیاتش به لحاظ اقتصادی، متکی به کمک‌های بیرونی نباشه و خودش به‌عنوان نیرویی درون‌زا، سیستم رو پیش ببره؛ بدون اینکه محتاج جایی باشه و طوری نباشه که اگه کمک‌ها از بیرون متوقف شد، این کار هم متوقف بشه.

بنیاد الگن ، استارتاپی که متعلق به مردم منطقه است

به همین دلیل ما پتانسیل و ظرفیت‌ها و انگیزه‌های خودمون رو بررسی کردیم که ببینیم چجوری می‌تونیم اون‌ها را در این ماجرا دخیل کنیم و این باعث بشه که تعداد بیشتری رو وارد این مجموعه کنیم؛ که هم فعالیت‌های داوطلبانه اتفاق بیفته و هم اینکه انگیزش‌ها و مشوق‌های مالی کافی برای ادامۀ روند وجود داشته باشه. خب در الگن، که مسافت نسبتاً زیادی از مبدأهای گردشگری داره، طراحی یک سازوکار معمول گردشگری برای جذب توریست منطقی به نظر نمی‌رسید. برای همین، ما توریسم و گردشگری ایمن رو برای الگن طراحی کردیم؛ یعنی ما باید شرایطی رو برای اقامت و حضور گردشگرانی که داوطلبانه در الگن حضور پیدا می‌کنند، فراهم بکنیم.

 

کسب و کار عامل اصلی مهاجرت از روستاها

این چرخۀ اقتصادی که ناخودآگاه پیامد حضور اون‌ها در الگن هست، اهالی رو شاید در مواجهۀ اول، دچار سود هنگفتی که ما از پروژه‌های سرمایه‌گذاری‌شدۀ اقتصادی داریم، بکنه، و این موضوع جلوی مهاجرت اون‌ها رو می‌گیره و باعث می‌شه در اون نقطه‌ای که هستند، درآمد قابل‌اعتنایی داشته باشند و چرخۀ زیستی گذشته‌شون رو به‌واسطۀ این اتفاق حفظ بکنن و حتی در کنارش بتونن ظرفیت‎های فرهنگی منطقه رو هم احیا بکنن.

بنیاد الگن ، بنیادی برای الگن

ما دنبال این نبودیم که با یک سرمایه‌گذاری خارجی این اتفاق بیفته. ما شعارمون این بود که بومی‌ها توانمند بشن، بدون اینکه بدهکار دولت و یا بانک‌ها بشن، روی همون ظرفیت‌هاشون تأکید بشه. منتها نه به این معنی که ما یک هزینۀ اولیۀ هنگفت رو صرف سرمایه‌گذاری کنیم. بلکه با ایجاد ضرورت تولید و ارتقای اون مشاغل بتونیم بومی‌ها را آروم آروم وارد این چرخه بکنیم. که در هر دو صورت موفقیتش به‌نظرم بنیادی‌تره و گمان می‌کنم که تداومش هم ایمن‌تر خواهد بود؛ یعنی ما خیالمون راحت‌تره که این روند ادامه داره.

یعنی یک زن روستایی وقتی به‌واسطۀ حضور افراد، احساس ضرورت بکنه برای تولید صنایع دستیش و وقتی در معرض حضور گردشگران ایمن قرار می‌گیره، تولیداتش رو به فروش می‌رسونه و بدون هیچ واسطه‌ای می‌تونه به این مسیر ادامه بده.

لازمۀ ایجاد انگیزه در بومی‌ها ؛ یکی از عامل‌های مهم حفظ محیط زیست

حتی خیلی‌های دیگه به دنبال کسب‌وکارهای اداری و یا حتی کارمندی در خارج از محدودۀ جغرافیای خودشون نباشن و پیش‌تر از همۀ اینها، ما باید برای اهالی، یک انگیزش و یک مشوق روانی ایجاد کنیم که اون‌هایی که در این محدوده برای کار موندن، نه‌تنها احساس رضایت داشته باشن که احساس مباهات هم بکنن از اینکه در معرض نگاه هستن؛ به‌عنوان کسانی که یک تصمیم بزرگ برای احیای محیط‌زیست مملکتشون و بلکه دنیا گرفته‌ان، و برای آبادی یک سکونتگاه خاص جنگلی در ایران و دنیا همت کرده‌ان. سکونتگاهی که این امکان رو داره که پذیرای حجم زیادی از افرادی باشه که از سراسر ایران و دنیا برای کمک به این چرخه، داوطلب می‌شن.

 

آیا سازوکاری برای جذب توریست در بنیاد الگن طراحی شده است؟

بله! ما درواقع دو دسته گردشگر داریم. گردشگرانی که از قبل با واقعیت محیط‌زیستی ما آشنایی دارن و الگن رو به‌عنوان یک مقصدِ نه فقط گردشگری، که مقصدی برای اغنای امیال داوطلبانۀ خودشون انتخاب می‌کنن و به الگن میان تا به‌عنوان یک نیروی داوطلب، به یک زیستگاه کمک بکنن. از طرفی این دسته از افراد اشراف دارن که حضور اون‌ها به‌عنوان یک گردشگر داوطلب، اون‌ها رو از نظر مالی هم منتفع می‌کنه. به این معنا که وقتی مایحتاج اون‌ها توسط خود اهالی الگن تأمین بشه، یعنی یک زنجیره‌ای از مشاغل برای اون مجموعه به‌وجود میاره.

دستۀ دوم گردشگرها، کسانی هستن که به‌صورت اتفاقی با ماجرای الگن مواجه می‌شن و یا از اون مسیر به الگن میان. که ما برای اون‌ها هم سازوکاری پیش‌بینی کردیم تا اون‌ها هم در فاصله‌ای که در الگن حضور دارن، با این ماهیت‌ها آشنا بشن و به چرخه بپیوندن. یا از شرایط و زیرساخت‌هایی که برای حضور اون‌ها به‌عنوان افرادِ صرفاً گردشگرد فراهم می‌کنیم، بتونن استفاده بکنن.

یعنی در هر دو حالت بنیاد الگن سعی می‌کند که یک ظرفیت حداکثری رو برای هر دو دسته از ماجراجوهایی که وارد الگن میشن، به‌وجود بیاریم ؛ هم کسانی که به‌صورت اتفاقی به الگن میان و هم کسانی که با آگاهی پیشین این کار رو می‌کنن.

 

چه توصیه‌ای برای افرادی دارین که فکر می‌کنند تهران به‌عنوان پایتخت، مرکز کسب‌وکارهای ایران هست و سرزمین مادریشون، حالا روستا یا  شهرستانشون رو ول می‌کنن و به تهران مهاجرات می‌کنن. می‌خوام کمی در این خصوص صحبت بکنید.

من می‌تونم به اون افراد بگم که “بیرون زتو نیست آنچه در عالم هست، در خود بنگر هر آنچه خواهی که تویی”. ما اگر در اقلیم خودمون و با استفاده از ظرفیت‌ها و پتانسیل‌های علمی و فرهنگی و حتی خویشاوندی بتونیم همون‌جا یک استارتاپ و یا یک کسب‌وکار رو طراحی بکنیم، من مطمئنم که احتمال موفقیتش بیشتر از موفقیت در شهری مثل تهرانه که گسترده است و شکل‌گیری اعتماد برای راه‌اندازی کسب‌وکار بسیار زمان‌بر هست.

از طرف دیگه جذب حمایت‌ها و درواقع سرمایه‌گذاری‌ها در شهری مثل تهران دشوار‌تره. به‌نظرم در اقلیم خودمون می‌تونیم موفق‌تر باشیم. ما اگر بتونیم سرمایه‌گذاری اندکی رو با توجه به ظرفیت‌های بومی در مناطق خودمون جذب کنیم، یقیناً می‌تونیم از حضور در تهران و هر شهر بزرگ دیگه‌ای که سازگار شدن با شرایط زیستیش کلی زمان می‌بره، صرفنظر کنیم.

شبیه سازی آگاهانه کسب و کارها

این نکته رو هم اضافه کنم که تفاوت هست بین اینکه ما بخوایم الهام بگیریم، کپی بکنیم یا اینکه صرفاً ببینیم در یک جایی کار موفقی اتفاق افتاده و بخوایم اون رو شبیه‌سازی بکنیم. شبیه‌سازی اگر آگاهانه و درست باشه و براساس شناخت از ظرفیت‌های خاص جغرافیایی و اقلیمی باشه، هیچ ایرادی نداره. منتها اگر ما با تدبر و فکر و با خردورزی و آگاهی نسبت به اون اقلیمی که درش بزرگ شدیم کار کنیم، ‌می‌تونیم یک کسب‌وکار رو طراحی کنیم و در همون نقطه کلید بزنیم.

 

بنیاد الگن ؛ الگویی مناسب برای استارتاپ های محیط زیستی

در رابطه با فعالیت‌های زیست‌محیطی داوطلبانه‌ای که در ایران وجود داره باید گفت که بخش اعظمی از این‌ها در قالب NGOها و سازمان‌های مردم نهاد فعالیت می‌کنن. ولی می‌تونم به جرأت بگم که NGOهای ما به بازوهای دولت تبدیل شده‌ان؛ به نهاد‌های پایین‌دستی دولت که همون فرم نمایش‌گونه، همون فرم گزارش‌دهی و همون فرم فرمایشی رو دارن ایفا می‌کنن.

منتها انگار از دولت به NGOهای زیردست واگذار شده و صرفاً تشکل‌هایی شده‌ان برای یک سری اهداف محدود و خاص، که اون هم به جای خودش ارزشمند و مقدسه، منتها چون صرفاً هیجانی و درواقع بدون تشکیلات و یا زیرساخت‌های محلی‌یه، خیلی موفق نیست و تبدیل می‌شه به گروه‌هایی که در حد پاکسازی‌های محیط و در حد برنامه‌های نمایشی محیط‌زیستی و برگزاری همایش‌های آموزشی.

البته ماهیت و وجود خود این‌ها در درازمدت خوبه ولی اینکه چه کاری بکنن که این‌ها به یک استقلالی برسن که اون ماهیت مردمی‌شون هم کاملاً حفظ بشه، فکر می‌کنم اگر براساس ظرفیت خود اون مناطقی که دارن، کار ‌کنن، مثل چیزی که ما در الگن پیاده‌سازی کردیم، می‌تونن تداوم داشته باشن و دچار حواشی‌ نشن.

 

نقش هایی برای مردم بومی در بنیاد الگن

مثلاً ما در الگن داریم برای هرکس نقشی تعیین می‌کنیم که فرد در اون نقشی که بهش سپرده شده، احساس لیدر و رهبر بودن بکنه و احساس نکنه این زنجیره صرفاً برای برند کردن یک فرد خاص یا برند کردن یک ماجرای خاص اتفاق می‌افته. همه احساس مفید بودن می‌کنن.

آسیب هایی که بر پیکر NGOها وارد می‌شود

متأسفانه در بخش اعظمی از سازمان‌های مردم نهاد، چنین چیزی وجود نداره، تعداد هم محدوده و فعالیت‌ها هم نمایشی‌یه. که گاهی طبعاتش بسیار ویرانگر هست. مثلاً ما می‌بینیم که بخش زیادی از NGOهای ما در سیل لرستان هجوم میارن به اونجا، بدون اینکه تخصصی داشته باشن. وقتی که به اونجا وارد می‌شن، سردرگم می‌شن که باید چیکار بکنن و می‌بینیم که نه‌تنها باری از روی دوش اون اتفاق برداشته نمی‌شه که خود اون‌ها باری روی دوش اون ماجرا می‌شن. توی زلزله‌هایی که رخ می‌ده هم همینطور. به‌نظر من باید رفتارهای هیجانی کم بشه و ماهیت، یک ماهیت پایدار باشه. نه اینکه دچار رفتارهای موقت بشیم. البته که این هیچ ایرادی نداره و یک سازمان می‌تونه پایداریش در حد همین رفتارها و سازماندهی‌های موقت باشه. ولی همین شیوه هم اگر دارای راهکار و سازماندهی و چارت قدرتمندی باشه، پایدارتره.

خب سپاسگزاریم که به بیزبوک اومدین. امیدواریم بنیاد الگن به‌عنوان یک کسب‌وکار نوپا و یک استارتاپ که هدفش پاسداری از محیط‌زیسته، بتونه در کنار خدمت محیط‌زیستی، خدماتی به حوزۀ استارتاپ و اقتصاد اون منطقه بکنه و به‌زودی به یک استارت بزرگ تبدیل بشه. سپاسگزاریم.

 

چاپ مقالات مخاطبین در بیزبوک 

اگر شما هم کسب و کاری راه اندازی کردین و برای همرسانی و اطلاع‌رسانی از کسب و کارتان، به مرجعی برای نشر ایده ها، تجربه ها، موفقیت ها و شکست هایتان نیاز دارین، روی بیزبوک حساب ویژه ای باز کنید. از طریق فرم تماس با ما ، با بیزبوک در تماس باشید…

 

علاوه بر این کتاب، شما می‌توانید در بخش بررسی کتاب و همچنین مقالات بیزبوک در مورد کتاب های بیشتری بخوانید و بدانید.

 

 

One thought on “سعید انصاریان و رؤیاهای بلوطی‌ بنیاد الگن

  1. من فوق لیسانس برنامه ریزی گردشگری هستم ،،و سالهاست که در آژانسهای هواپیمایی مشغول کار و دست و‌پنجه نرم کردن با مشکلات و‌کاستیهای این صنعت هستم‌،،میخوام بیشتر روی توریست داخلی کار کنم و بنیاد الگن یه پیشرفت عالیه ،،میتونم بیشتر در ارتباط با این بنیاد باشم و حتی عضو این بنیاد؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

در حال بارگذاری ...