سبد خرید

کتاب بورس باز

کتاب بورس باز | تکنیک های جادویی سرمایه گذاری در بورس


این کتاب آماده ارسال است

اشتراک گذاری

کتاب بورس باز نوشته‌ی سلمان امین با موضوع سرمایه‌گذاری در بورس توسط نشر میلکان منتشر شده است. تاکنون کتاب‌های زیادی در زمینه‌ی معامله‌گری در بازارهای بورس نوشته شده است. حتما تعدادی از آن‌ها را خوانده‌اید. اکثر آن‌ها، حداقل آن‌هایی که با ترجمه‌ی فارسی در اختیار خوانندگان قرار گرفته‌اند، رویکردی تکنیکال، فاندامنتال یا سایکولوژیک دارند.

اما سلمان امین در این کتاب تمام همت خود را به کار بسته است تا با معرفی منطق بازی و تفکر چند ارزشی، بر مبنای این تئوری نوظهور و با به کارگیری اصول قدرتمند آن، شما را در جهت سرمایه‌گذاری در بازار راهنمایی کند تا پس از خواندن کتاب بورس باز بتوانید از مطالب آن در بهینه سازی سیستم معاملاتی خود استفاده کنید. امین تلاش کرده است که در این کتاب شما را با نگاهی برنامه محور و چند ارزشی آشنا کند.

کتاب بورس باز

پشت جلد کتاب

باید جسارت من را ببخشید، اما ناچارم، من پشت جلد کتاب را نشانه‌ای از ناکامی و سردرگمی شما در انجام معامله یا طرح‌ریزی سیستمی سود ده در بازارهای سرمایه بدانم؛ در غیر این صورت، دیگر چه نیازی به جست و جو در پی کتابی بود که شما را به سوددهی پایدار برساند؟ چنانچه فکر می‌کنید اشتباه می‌کنم، همین حالا کتاب را زمین بگذارید، ولی اگر پیشگویی من درست است، پیشنهاد می‌کنم در مطالعه‌ی آن درنگ نکنید. کتاب بورس باز را برپایه‌ی تفکری نوشته‌ام که نحوه‌ی نگرش و شیوه‌ی معاملاتی من در بازار بورس را برای همیشه تغییر داد: تفکر تجارت بر مبنای تئوری فازی.

همه‌ی ما همیشه مقداری پول داریم و از دارایی‌های دنیا به نسبت‌های گوناگون بهره می‌بریم. پس به یک اعتبار همه‌ی ما «پولدار» هستیم. اما وقتی این واژه را در مورد شخص بخصوصی به کار می‌بریم قضیه تا حدودی متفاوت خواهد بود. معمولا منظور ما از آدم «پولدار» کسی است که از خانه‌ی گران قیمت، ماشین لوکس، حساب بانکی پر و امکانات رفاهی زیادی برخوردار است. ما همه قدری پول در اختیار داریم؛ ولی وقتی واژه‌ی «پولدار» را در مورد کسی استفاده می‌کنیم، تنها قشر معدودی از انسان‌ها از امکانات مادی زیادی بهره می‌برند به ذهن ما متبادر می‌شود. سوال این است که این مرز کجاست؟ به طور مشخص چه چیزی آدم‌های «پولدار» را از سایرین جدا می‌کند؟

خلاصه کتاب بورس باز

سلمان امین معتقد است که تجارت در بازارهای سرمایه چیزی نیست که هرکسی از پس آن برآید. این هم مثل هر کار دیگری آدم خودش را می‌خواهد. به همین دلیل است که هیچ‌کس نمی‌تواند روش معاملاتی فرد دیگری را پی بگیرد؛ چون در دوره‌های شکست، فرد حتما متزلزل می‌شود و دست از کار می‌کشد. همه در هر حال باید دوره‌هایی طولانی از آزمون و خطا را پشت سر بگذارند.

ناراحت کننده است که بسیاری هرگز متوجه اشتباهات‌شان نمی‌شوند و در نهایت از بازار بیرون می‌روند. حالت اسفناک‌تر آن است که عده‌ای هیچ‌گاه متوجه اشتباهات خود نمی‌شوند اما حاضر به ترک بازار نیستند.  اما فاجعه آنجاست که بسیاری حتی بعد از اطلاع از اشتباهات خود نه حاضر به ترک بازار می‌شوند و نه اشتباهات خود را اصلاح می‌کنند. هرگاه به شیوه‌ای عمل کردید که آن را اشتباه می‌دانید، فارغ از هر نتیجه‌ای که به دست آمده، خرید و فروش را متوقف کنید و دوباره به قوانین خوب رجوع کنید.

در کتاب بورس باز می‌خوانیم که اگر بدون سیستم منسجم و دلخواه معامله کنید، آن وقت شاید نتیجه چیزی باشد که دلخواه‌تان نیست. باور کنید یا نه، هرگز نمی‌توانید با کوله باری از شک و ابهام و با اتکا به سیگنال‌های بی‌ارزش به معامله‌گری بپردازید و توقع نتایجی بی‌نطیر داشته باشید. هنگامی که پشت کامپیوتر نشسته‌اید، حتی نیمی از چیزی که از خودتان می‌شناسید نیستید. رقص بی‌معنای قیمت‌ها و حرکت‌های سینوسی و آشفته‌ی بازار به اندازه‌ی کافی تخریب کننده هست.

پشت میز کامپیوتر زمانی برای تفکر و تجزیه و تحلیل نیست. تنها در صورتی موفق می‌شوید که از قبل بدانید دارید چه می‌کنید. سیستم از پیش تعیین شده به شما کمک می‌کند هنگام معامله آرام باشید و برنامه‌تان را روی نمودارها پیاده کنید. داشتن سیستم به این معناست که هر لحظه آماده‌ی پاسخ‌گویی به یک ناظر فرضی باشید. کسی که می‌خواهد از شما معامله‌گر منضبطی بسازد.

[ اگر از مطالعه‌ی مرور این کتاب لذت بردید، پیشنهاد می‌کنیم به مرور کتاب ۱۰ شاه کلید بزرگران بورس هم سری بزنید. ]


دیدگاهها

هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.

اولین نفری باشید که دیدگاهی را ارسال می کنید برای “کتاب بورس باز | تکنیک های جادویی سرمایه گذاری در بورس”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پاراگرافی از کتاب بورس باز

وقتی در برابر این سوال قرار بگیریم که بچه داریم یا خیر، می‌توانیم بلافاصله و به روشنی پاسخ بدهیم و پاسخ ما هر عددی که باشد صد در صد صحیح و قابل اندازه‌گیری است. اما وقتی پرسیده شود که از فرزند خود راضی هستیم یا نه، قضیه پیچیده‌تر می‌شود. «آری» یا «خیر؟» هرقدر از فرزند خود راضی باشیم همیشه جا برای رضایتمندی بیش‌تر هم هست. هر قدر هم از دست او ناراضی باشیم هیشه حالت‌هایی متصور است که ممکن است ما را ناراضی‌تر کند. پس پاسخ صحیح به این سوال کدام است؟ ناراضی بودن یا راضی بودن؟ شاید پاسخ در منطق «چند ارزشی» نهفته باشد.

پاسخ یک گزینه از میان دو گزینه نیست؛ بلکه در طیف سیالی از حالات احساسی ماست: بین رضایت مطلق و نارضایتی محض، جایی که همه‌چیز با نسبت های مختلف سنجیده می‌شود. سوال این نیست که چه چیزی را دوست دارید یا نه، سوال این است که «چقدر؟» این سوال ذهن ما را از نگرش دو ارزشی و به اصطلاح «صفر و یکی» به سمت یک دیدگاه چند مقداری» یا «چند ارزشی» منتقل می‌کند، یعنی طیف وسیعی از متغیرهایی که بین دو گزاره وجود دارد. ذهن ما تاکنون به چنین دیدگاهی عادت داشت.

در حال بارگذاری ...